زندان گوهردشت،  بند هشت
مشرف به آمفی تاتر و حسینیه زندان.
شبانه از لایه کر‌کره های منتهی‌ به حسینیه، دیدن کامیون های یخچال‌دار.
قطع ملاقات، بردن تلوزیون، قطع هوا‌خوری
آمفی‌تاتر ، حسینیه
هییت ، هییت مرگ
گهردشت، طبقهٔ همکف، جنب آمفی‌تاتر و حسینیه
ببرش به چپ!  چپ- محل حسینیه و آمفی‌تاتر  گهردشت.
دار!اشاره‌ای با دست. ببرش به چپ! - دار، طناب ......
     به همین سادگی‌......
احمد، تقی‌، حمید، علی‌، مینا، عظم، مهین روشنک......... نیستند
نبودن! نبودنی همیشگی‌...
تریلی های حمل گوشت، دمپایی های تلنبار شده، عینک‌های بی‌ صاحب........
سال بد، سال بعد، سال اشک، سال عزا..... سال کبیسه
او ، شاهدی از تمام سال‌های بد و باد و اشک و عزاست.

 

مهدی اصلانی

 

خاکستری/ مهدی اصلانی